کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرخانیدن | کلماتور
معنی کلمه : فرخانیدن
تلفظ بین المللی :
/fˌerxɑnˈidan/
تلفظ :
[f,eRxAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرسانیدن
فانیدن
فرادیدن
فرازیدن
فرخمیدن
فرساییدن
فرمانیدس
فرناخیدن
فهمانیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فرخانیدن. [ ف َ دَ ]( مص ) راست معاملگی نمودن. ( آنندراج ). || نیک تربیت شدن و پرورده شدن. || خوشخوی گشتن. ( ناظم الاطباء ) ( استینگاس ). || آویزان شدن گوش حیوانات. ( ناظم الاطباء ) ( استینگاس ) ( دمزن ).
کلمات مرتبط
فرسانیدن
فانیدن
فرادیدن
فرازیدن
فرخمیدن
فرساییدن
فرمانیدس
فرناخیدن
فهمانیدن
نظرات