معانی کلمه : فراماسونگری
فرهنگ فارسی
مسلک و مرامی که مدعی گسترش همبستگی مردان آزادۀ جهان است
فرهنگستان زبان و ادب
{freemasonry} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مسلک و مرامی که مدعی گسترش همبستگی مردان آزادۀ جهان است

مسلک و مرامی که مدعی گسترش همبستگی مردان آزادۀ جهان است