Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فراقی

تلفظ بین المللی : /ferˈɑq1i/ تلفظ :‌ [feR'Aq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فراقیه
  • فراقیق
  • رایانه ای سازی فراگیر
  • زَهره فراخی
  • سویه ساز فراگیر
  • سامانۀ فرابینی
  • سامانۀ فرابینی تغذیه ای
  • شمارۀ فراگیر
  • صادق خان فراهی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فراقی . [ ف ِ ] (ص نسبی )منسوب به فراق . آنچه درباره ٔ فراق بود :
پیاپی شد غزلهای فراقی
برآمد بانگ نوشانوش ساقی .

نظامی .


رجوع به فراق و فراقیه شود.
فراقی . [ ف ِ ] (اِخ ) ملا فراقی ازولایت جوین است . مردی فقیر است . از اوست این مطلع:شب قدر است زلف یار و دل گم کرده راه آنجانمی بینم دلیل روشنی جز...

فرهنگ فارسی

منسوب به فراق آنچه درباره فراق بود : پیاپی شد غزلهای فراقی بر آمد بانگ نوشانوش ساقی .
ملا فراقی از ولایت جوین است . مردی فقیر است .

کلمات مرتبط

  • فراقیه
  • فراقیق
  • رایانه ای سازی فراگیر
  • زَهره فراخی
  • سویه ساز فراگیر
  • سامانۀ فرابینی
  • سامانۀ فرابینی تغذیه ای
  • شمارۀ فراگیر
  • صادق خان فراهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات