کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فراش-غضب | کلماتور
معانی کلمه : فراش غضب
تلفظ بین المللی :
/farˈɑʃ q1ˈazab/
تلفظ :
[faR'AS q1'azab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فراش
فراش اباد
فراش باشی
فراش خانه
فراش خلوت
فراش وار
فراش کلا
فراش مدرسه
فراش آباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فراش غضب. [ ف َرْ را ش ِ غ َ ض َ ]( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا میکند. ( ناظم الاطباء ). میرغضب. دژخیم. جلاد.
فرهنگ فارسی
کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا می کند . جلاد .
کلمات مرتبط
فراش
فراش اباد
فراش باشی
فراش خانه
فراش خلوت
فراش وار
فراش کلا
فراش مدرسه
فراش آباد
نظرات