کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فراخ-دامن | کلماتور
معانی کلمه : فراخ دامن
تلفظ بین المللی :
/farˈɑx dˈɑman/
تلفظ :
[faR'Ax d'Aman]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دامن فراخ
فرا دادن
فرار دادن
فراز دادن
باکیش فرار دادن
فِرار دادن
فراخ
فراخ ابرو
فراخ ابروی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فراخ دامن. [ ف َ م َ ] ( ص مرکب ) فراخ دست. ( آنندراج ). آنچه دامنش گسترش دارد :
در جیب دل نگنجد عشق فراخ دامن
آیینه سکندر آیینه دان ندارد.
ملا قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
رجوع به فراخ دست شود.
فرهنگ عمید
۱. [قدیمی] وسیع، پهن.
۲. مفصّل، دامنه دار.
فرهنگ فارسی
آنچه دامنش گسترش دارد فراخ دست .
کلمات مرتبط
دامن فراخ
فرا دادن
فرار دادن
فراز دادن
باکیش فرار دادن
فِرار دادن
فراخ
فراخ ابرو
فراخ ابروی
نظرات