Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فدا

تلفظ بین المللی : /fadˈɑ/ تلفظ :‌ [fad'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • فدا شدن
  • فدا کردن
  • کیش فدا
  • تی فدا
  • سعید جان فدا
  • مقبول فدا حسین
  • روحی فداه
  • روحی فداک
  • فدائی لاهیجانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فدا. [ ف َ ] (اِخ ) اردستانی ، نامش میرزا سعید. از سادات حسینی و از احفاد حکیم الملک بانی مدرسه ٔ نیم آورد اصفهان و مولدش اردستان و موطنش اصفهان بود. سیدی جلیل القدر، ادیب و کریم بود و محمد شاه قاجار با او نظر لطف داشت .طبع خوش و اشعار دلکش داشته است . (از مجمع الفصحاء ج 2 ص 383). (از الذریعه ج 9 ص 814 از مدایح معتمدیة)....

فرهنگ عمید

۱. چیزی که از آن در راه کسی یا برای رسیدن به هدفی صرف‌نظر می‌کنند: ◻︎ فدای پیرهن چاک ماهرویان باد / هزار جامهٴ تقوا و خرقهٴ پرهیز(حافظ: ۵۳۶).۲. (اسم مصدر) صرف‌نظر کردن از چیزی به‌خاطر کسی یا برای رسیدن به هدفی.۳. (اسم) [قدیمی] مالی که در قبال آزاد شدن اسیر پرداخت می‌شود؛ سربها؛ فدیه.⟨ فدا شدن: (مصدر لازم) در راه کسی یا مقصودی جان خود را دادن.⟨ فدا کردن: (مصدر متعدی) صرف‌نظر کردن از جان، مال، یا چی...

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . فداء ] ۱ - (اِ. ) آن چه که نثار می شود. ۲ - (مص ل . ) مالی یا چیزی را برای رهایی خود یا دیگری دادن . ۳ - (اِ. ) سربها، آن چه اسیران برای رهایی خود دهند.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) دادن پولی یا چیزی برای نجات خویشتن یا دیگری ۲ - ( اسم ) آنچه که اسیران برای نجات خود دهند سربها .
اردستانی . نامش میرزا سعید از سادات حسینی و از احفاد حکیم الملک بانی مدرسه نیم آورد اصفهان و مولدش اردستان و موطنش اصفهان بود .

دانشنامه عمومی

فدا (فیلم). فدا (به هندی: Fida) فیلمی محصول سال ۲۰۰۴ و به کارگردانی کن غوش است. در این فیلم بازیگرانی همچون فردین خان، کارینا کاپور، شاهد کاپور، کیم شارما، آخیلندرا میشرا ایفای نقش کرده اند.۲۰ اوت ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-08-۲۰)wiki: فدا (فیلم)...

مترادف و متضاد

برخی، سربها، قربان، قربانی، نثار

ransom (اسم)خون بها، فدیه، فدا، جزیهredemption (اسم)رستگاری، خلاصی، فدا، بازخرید، خریداری و ازاد سازیsacrifice (اسم)قربانی، فدیه، فدا، قربانی برای شفاعت، قربانی کردن جانبازی...

کلمات مرتبط

  • فدا شدن
  • فدا کردن
  • کیش فدا
  • تی فدا
  • سعید جان فدا
  • مقبول فدا حسین
  • روحی فداه
  • روحی فداک
  • فدائی لاهیجانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات