Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فخیم

تلفظ بین المللی : /fˈaxim/ تلفظ :‌ [f'axim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فخیم زاده مهدی
  • مهدی فخیم زاده
  • فرهاد فخیم
  • فرهاد فخیم زاده
  • فخیمی مهرداد
  • فخیمه
  • مهرداد فخیمی
  • فخامت
  • فخلمه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فخیم. [ ف َ ] ( ع ص )بزرگ قدر. || هر چیز بزرگ. ( غیاث ). فخم.

فرهنگ عمید

۱. بزرگ.
۲. بزرگوار، بزرگ قدر.

فرهنگ معین

(فَ ) [ ع . ] (ص . ) بزرگوار، گرامی .

فرهنگ فارسی

بزرگ، بزرگوار، بزرگ قدر
بزرگ قدر بزرگوار گرامی ارجمند .

کلمات مرتبط

  • فخیم زاده مهدی
  • مهدی فخیم زاده
  • فرهاد فخیم
  • فرهاد فخیم زاده
  • فخیمی مهرداد
  • فخیمه
  • مهرداد فخیمی
  • فخامت
  • فخلمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات