فجل . [ ف َ / ف َ ج َ ] (ع مص ) نرم و فروهشته گردیدن . (منتهی الارب ). استرخاء. (اقرب الموارد). || سطبر شدن . (منتهی الارب ). غلیظ شدن . (اقرب الموارد).
فجل . [ ف ُ / ف ُ ج ُ ] (ع اِ) ترب . (منتهی الارب ). به پارسی ترب گویند و به هندی مولی . ارجانی گوید: گرم و خشک است در دو درجه ، و در او قوتی است که ورمها را تحلیل...
فرهنگ معین
(فَ جْ یا جَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - نرم و فروهشته گردیدن . ۲ - ستبر شدن ، غلیظ گشتن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ترب . یا فجل بری . گیاهی است از تیره صلیبیان که بی کرک است و ارتفاعش بین ۶٠ سانتیمتر تا یک متر است و معمولا در نواحی کوهستانی و کنار جریان های آب و نقاط مرطوب اروپا می روید . ریشه اش ضخیم و آبدار است که ضخامتش تا چهار سانتیمتر نیز می رسد و طولش تا یک متر هم ممکن است برسد . ساقه این گیاه راست و برگهایش بزرگ و دندانه دار و دمبرگش دراز است گلهایش سفید رنگ و متعدد و میوه اش خورجینک و کوچک است ...