فتوت . [ ف َ ] (ع ص ) کوفته . فتیت . || ریزه ریزه نموده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) نان فتیر. (فهرست مخزن الادویه ).
سخا، سخاوت، کرم، بخشندگی
ایثار، جوانمردی، رادمردی، رادی، مردانگی، همت
۱. ایثار، جوانمردی، رادمردی، رادی، مردانگی، همت
۲. جوانی
۳. سخا، سخاوت، کرم، بخشندگی