Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فتم

تلفظ بین المللی : /fˈatm/ تلفظ :‌ [f'atm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • فتمه
  • فتمه سر
  • مارتین جی فتمن
  • فتماروا
  • فتمارونه
  • فتمتعوا
  • فتمثل
  • فتمسکم
  • فتمنوا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

فتم. [ ] ( ص ) بی اصل و بی تخم. ( اسدی ). این لغت به این هیئت و معنی در هیچ یک از فرهنگ ها به دست نیامد. ( حاشیه فرهنگ اسدی ).

فرهنگ فارسی

بی اصل و بی تخم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
تمم (۲۲ بار)
ف (۲۹۹۹ بار)
wikialkb: فَتَم

کلمات مرتبط

  • فتمه
  • فتمه سر
  • مارتین جی فتمن
  • فتماروا
  • فتمارونه
  • فتمتعوا
  • فتمثل
  • فتمسکم
  • فتمنوا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات