فتق . [ ف ُ ت ُ ] (اِخ ) دهی است به طائف . (منتهی الارب ). قریه ای است در طائف ، و گویند از مخلفه های طائف است . (از معجم البلدان ).
فتق .[ ف َ ت َ ] (ع مص ) گشاده کس گردیدن زن . || (اِ) فراخی و ارزانی سال . (از منتهی الارب ). || پگاه . ...
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) برآمدگی ای که در اثر خارج شدن قسمتی از احشا از محل اصلی خود در ناف، کشالۀ ران، و بیضه پیدا می شود. ۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] هر جای گشاده و فراخ. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] گشادگی. ۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] شکافتن، گشودن.
فرهنگ معین
(فَ تْ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شکافتن . ۲ - گشودن ، حل کردن . ۳ - (اِمص . ) گشادگی . ۴ - (اِ. ) هر جای گشاده و فراخ . ۵ - غری ، بیماری ورم بیضه .
دانشنامه آزاد فارسی
فَتْق (hernia) بیرون زدن بخشی از عضوی داخلی، از ناحیه ای ضعیف در دیوارۀ عضلانی اطراف عضو. معمولاً در کشالۀ ران مشاهده می شود. نمای ظاهری فتق نوعی برآمدگی مدور نرم است.
۱ - ( مصدر ) شکافتن مقابل رتق ۲ - گشودن ۳ - حل کردن ۴ - ( اسم ) گشادگی ۵ - ( اسم ) هر جای گشاده و فراخ ۶ - ظهور چیزیست که در باطن است و تفضیل است به صورت ماده نوعیه با ظهور آنچه در حضرت و احدیت است از شئون ذاتیه و بروز آنچه پوشیده است از شئون ذاتیه حق ۷ - بر آمدگی و توموری که به واسطه خروج قسمتی از احشائ از محل اصلی خود در کشاله ران یا ناف یا خط سفید فوق ناف و یا کیسه بیضه پیدا می شود غری .دهی است...
دانشنامه عمومی
فتق (به انگلیسی: Hernia) یا باد فتق به پیش رفتگی درونی و خروج یکی از احشا (اندرونه) یا فاسیای اندام یا بخشی از آن در دیواره ای که به طور طبیعی آن را دربر می گیرد از طریق یک معبر یا کانال یا روزنه آناتومیک گفته می شود.فتق دماغی یا سلبرال: فتق های داخلی ثانویه به دلیل رشد تومورها که فورامن اکسیپیتال (فتق لوزه ای) یا سوراخ تخم مرغی شکل را اشغال می کند.فتق دیسک: جابجایی و بیرون زدگی هسته دیسک (pulposu...
[ویکی فقه] به برآمدگی پدید آمده بر اثر خروج بخشی از احشا از محل اصلی خود در کشاله ران و کیسه بیضه فتق می گویند. از احکام آن در بابهای طهارت ، صلات ، حج ، تجارت و دیات سخن گفته اند. ۱. ↑ فرهنگ بزرگ سخن.۲. ↑ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۰۱. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۶۴۱. ...wikifeqh: فتق[ویکی الکتاب] معنی رَتْقاً: ضمیمه کردن و به هم چسباندن دو چیز ( چه اینکه در اصل خلقت به هم چسبیده با...