فاکه . [ ک ِه ْ ] (اِخ ) ابن سعد، مکنی به عقبه . صحابی است . (یادداشت بخط مؤلف ).
فاکه . [ ک ِه ْ ] (ع ص ) خداوند میوه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). میوه فروش . (یادداشت بخط مؤلف ). || مرد خوش طبع. خوش ذات . (منتهی الارب ). خوش منش . (ربنجنی ). ج ، فاکهین . (یادداشت بخط مؤلف ).