فان. ( ع ص ) نابودشونده. ( از اقرب الموارد ). در فارسی بصورت فانی با یاء اصلی بکار رود. رجوع به فانی شود. || پیر سالخورده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به فانی شود.
فرهنگ فارسی
نابود شونده . در فارسی به صورت فانی با یائ اصلی بکار رود .
دانشنامه عمومی
سبکی از رپ که در آن آهنگ های طنز آمیز و خنده دار خوانده می شود.
فانها در اسطوره شناسی رومی روح های جنگل رام نشدنی هستند. فان ها شاخ دارند و نیم تنه بالایی شبیه انسان داشته و از کمر به پایین مانند بز هستند. فان ها وجوه مشترکی نیز با ساتیرها (روح هایی در در اسطوره شناسی یونانی) دارند.Wikipedia contributors, "Fauthorn," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی فَانٍ: فانی - زودگذر- نابودشوندهمعنی مِصْرَ: مصر- شهر(در عبارت " ﭐهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ ")معنی طِبْنَ: آن زنان میل و رغبت نشان دادند(در عبارت "فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ" منظور این است که اگر مقداری از مهر خود را از روی رضا وخشنودی به شما بخشیدند )معنی ﭐسْتَحَقَّ عَلَیْهِم: به آنان خیانت کردند(در عبارت "فَإِنْ عُثِرَ عَلَیٰ أَنَّهُمَا ﭐسْتَح...