Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فامی

تلفظ بین المللی : /fˈɑmi/ تلفظ :‌ [f'Ami]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عدد فامی
  • نقره فامی
  • ابیراهی فامی
  • خذابود فامی
  • فیروزه فامی
  • پیروزه فامی
  • نیل فامی
  • اَبیراهی فامی
  • سنت فامی کبک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فامی. [ می ی ] ( ص نسبی ) منسوب به فامه. رجوع به فامة شود. || منسوب به احمد فامی نیشابوری. ( سمعانی ). || میوه فروش. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فامة شود. || شیرفروش. ( منتهی الارب ). ظاهراً درست به نظر نمیآید.

فرهنگ فارسی

منسوب به فامه . منسوب به احمد فامی نیشابوری .

کلمات مرتبط

  • عدد فامی
  • نقره فامی
  • ابیراهی فامی
  • خذابود فامی
  • فیروزه فامی
  • پیروزه فامی
  • نیل فامی
  • اَبیراهی فامی
  • سنت فامی کبک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات