Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فاعیه

تلفظ بین المللی : /fˈɑʔˈije/ تلفظ :‌ [f'A?'ije]
لغت نامه دهخدا
  • فاعله
  • فاقیه
  • فانیه
  • فرعیه
  • فامیه
  • فادیه
  • فائیه
  • فاریه
  • فاسیه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فاعیة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث فاعی . رجوع به فاعی شود. || زن سخن چین . (اقرب الموارد). || (اِ) شکوفه ٔ حنا. (اقرب الموارد). نیلوفر هندی باشد. (آنندراج ) (برهان ). اصمعی و لیث گویند: فاعیه گل خیار را گویند. ارجانی گوید: معتدل است در گرمی و سردی و خشکی در دو درجه و درد دهان را عظیم سودمند است از درد عضوی که شکسته باشد. و درد تهی گاه را سودمند است . (ترجمه ٔ صیدنة)....

کلمات مرتبط

  • فاعله
  • فاقیه
  • فانیه
  • فرعیه
  • فامیه
  • فادیه
  • فائیه
  • فاریه
  • فاسیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات