( فاذاً ) فاذاً. [ ف َءْ ذَن ْ / ف َ اِ ذَن ْ ] ( ع ق مرکب ) آنگاه. آنوقت. سپس. در این معنی مرکب است از «ف » + «اذاً» : فاذاً لایؤتون الناس نقیراً. ( قرآن 53/4 ).
فرهنگ فارسی
آن گاه . آن وقت
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی شَاخِصَةٌ: خیره شونده (منظور از شخوص بصر در عبارت "فَإِذَا هِیَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ ﭐلَّذِینَ کَفَرُواْ "این است که چشم آن چنان خیره شود که پلکش به هم نخورد )معنی نَسْلَخُ: بیرون می کشیم (از مصدر سلخ است که به معنای بیرون کشیدن (اگر با "مِن"متعدی شود )یا کندن(اگر با "عَن "متعدی شود ) است و در عبارت "وَءَایَةٌ لَّهُمْ ﭐللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ ﭐلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ...