Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غیژیدن

تلفظ بین المللی : /q1iʒˈidan/ تلفظ :‌ [q1iZ'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بیرون غیژیدن
  • پس غیژیدن
  • واپس غیژیدن
  • غژیدن
  • غاژیدن
  • غیزیدن
  • غیسیدن
  • غیشیدن
  • بیرون غژیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غیژیدن. [ دَ ] ( مص ) ( از: غیژ + یدن ، پسوند مصدری ) بمعنی خیزیدن است. ( از فرهنگ جهانگیری ). بمعنی خیزیدن است یعنی لغزیدن و به چهار دست و پا و زانو نشسته براه رفتن طفلان و مردمان شل. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). برابر با خیزیدن است وبا خزیدن مقایسه شود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). امر آن غیژ می آید. ( برهان قاطع ) ( غیاث اللغات ذیل غیژ ). همان غژیدن یعنی راه رفتن طفل به زانو و سرین است ، و غی...

فرهنگ عمید

سُر خوردن، لغزیدن.

فرهنگ معین

(غِ دَ ) (مص ل . ) = غزیدن : خزیدن ، سینه خیز رفتن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بر شکم رفتن همچون خزندگان و کودکان .

کلمات مرتبط

  • بیرون غیژیدن
  • پس غیژیدن
  • واپس غیژیدن
  • غژیدن
  • غاژیدن
  • غیزیدن
  • غیسیدن
  • غیشیدن
  • بیرون غژیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات