Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غیوران

تلفظ بین المللی : /q1ajˈurɑn/ تلفظ :‌ [q1aj'uRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غیوران شب
  • مهدی غیوران
  • غیورانه
  • علف کُش غیرانتخابی
  • غرورانگیز
  • علف کش غیرانتخابی
  • واکنش قهوه ای شدن غیرانزیمی
  • مدرسه غیرانتفاعی
  • غورانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غیوران. [ غ َ ] ( اِ ) ج ِ غیور ( بعلامت جمع فارسی ). رجوع به غیور شود. || کنایه از سالکان و اهل سلوک است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به سالک شود.

فرهنگ فارسی

جمع غیور بعلامت جمع فارسی یا کنایه از سالکان و اهل سلوک است .

کلمات مرتبط

  • غیوران شب
  • مهدی غیوران
  • غیورانه
  • علف کُش غیرانتخابی
  • غرورانگیز
  • علف کش غیرانتخابی
  • واکنش قهوه ای شدن غیرانزیمی
  • مدرسه غیرانتفاعی
  • غورانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات