کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غیدق | کلماتور
معنی کلمه : غیدق
تلفظ بین المللی :
/q1ˈidaq1/
تلفظ :
[q1'idaq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
غیدقان
غیدقه
شیب غیرقابل عبور
غدق
غدقن کردن
غید
غید غید
نسخۀ غیرقانونی
غیرقابل استناد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
غیدق. [ غ َ دَ ] ( ع ص ) مردجوان نازک. ( مهذب الاسماء ). شاب غیدق ؛ جوان نازک و نیکو. ( از منتهی الارب ). جوان نازک اندام نیکوپیکر. ( ناظم الاطباء ). جوان نرم و باریک و خوش اندام. غَیداق. غَیدَقان. ( از اقرب الموارد ). رجوع به غَیداق شود.
غیدق . [ غ َ دَ ] (ع ص ) مردجوان نازک . (مهذب الاسماء). شاب ﱡ غیدق ؛ جوان نازک و نیکو. (از منتهی الارب ). جوان نازک اندام نیکوپیکر. ...
کلمات مرتبط
غیدقان
غیدقه
شیب غیرقابل عبور
غدق
غدقن کردن
غید
غید غید
نسخۀ غیرقانونی
غیرقابل استناد
نظرات