غیبگو. [ غ َ / غ ِ ] ( نف مرکب ) غیبگوی. کسی که از چیزهای پنهان خبر میدهد. ( فرهنگ نظام ). آنکه از امور نهانی و اسرار مردم خبر دهد. ( ناظم الاطباء ). آنکه غیب گوید.خبردهنده از غیب و نهان. رجوع به غیب شود. || رمال و فالگیر و فالگو. ( ناظم الاطباء ). کاهن.