Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غیابی

تلفظ بین المللی : /q1iˈɑbi/ تلفظ :‌ [q1i'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • معامله غیابی
  • مالکیت غیابی
  • ازدواج غیابی
  • حکم غیابی
  • رای گیری غیابی
  • عبدالله غیابی
  • محاکمه غیابی
  • دادرسی غیابی
  • رسیدگی غیابی در حقوق ایران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غیابی. ( ص نسبی ) مقابل حضوری. منسوب به غیاب. آنچه در غیاب کسی گویند یا کنند. رجوع به غِیاب شود.
- حکم غیابی ؛ ( اصطلاح حقوق ) حکمی است که درباره یکی از اصحاب دعوی که در جلسه دادرسی حاضر نشده و لایحه نفرستاده و حضور خود را ساقط نکرده باشد صادر شود . رجوع به حکم شود.

فرهنگ عمید

۱. بدون حضور فرد موردنظر: حکم غیابی.
۲. (قید ) در غیبت فرد مورد نظر: غیابی طلاق گرفت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به غیاب آنچه در غیاب کسی گویند یا انجام دهند مقابل حضوری یا حکم غیابی . حکمی است درباره یکی از اصحاب دعوی که در جلسه دادرسی حاضر نشده و لایحه نفرستاده و حضور خود را ساقط نکرده باشد صادر شود .

مترادف و متضاد

درغیاب، غیاباً ≠ حضوری


کلمات مرتبط

  • معامله غیابی
  • مالکیت غیابی
  • ازدواج غیابی
  • حکم غیابی
  • رای گیری غیابی
  • عبدالله غیابی
  • محاکمه غیابی
  • دادرسی غیابی
  • رسیدگی غیابی در حقوق ایران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات