Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غویه

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːje/ تلفظ :‌ [q1'u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غویه زدن
  • غویهبن سلمی
  • زینب الغزیه
  • ساس غوره
  • غایه الامال
  • غایه الامانی
  • غایه القصوی
  • غایه مافی الباب
  • غنیه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غویه . [ غ َ وی ی َ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ).

غویة. [ غ َ وی ی َ ] (ع ص ) تأنیث غَوی ّ. ج ، غَویّات . رجوع به غَوی ّ شود.

غویه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) چوبی که با آن روغن میکشند. چوب روغن کشی . (از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 192 الف ) (اشتینگاس ).شیرزنه . چوب شیرزنه . (ناظم الاطباء). با غن و غنگ مق...

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث غوی .
از اعلام است

کلمات مرتبط

  • غویه زدن
  • غویهبن سلمی
  • زینب الغزیه
  • ساس غوره
  • غایه الامال
  • غایه الامانی
  • غایه القصوی
  • غایه مافی الباب
  • غنیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات