Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غوص

تلفظ بین المللی : /q1ˈoːs/ تلفظ :‌ [q1'o:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • غوص کردن
  • دهکده غوص
  • غوصه
  • ذو غصه
  • زاویه ٔ غواصیه
  • صریع الغوانی
  • طغرل غاصب
  • عبدی غوث
  • غار و غور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

غوص. [ غ َ ] ( ع مص ) به آب فروشدن. ( تاج المصادر بیهقی ). غوطه خوردن. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). به دریا فروشدن. ( ترجمان علامه جرجانی تهذیب عادل ). در آب فروشدن. ( منتهی الارب ). در آب غوطه زدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رفتن در زیر آب. غطس. ( از اقرب الموارد ). غوته خوردن. در آب فروشدن. بلک خوردن. ناغوش خوردن. غیاص. غیاصة. مَغاص. غمس. قمس. رجوع به غواص ، غواصة و غوصة شود. || فرورفتن. داخل شدن د...

فرهنگ عمید

۱. شنا کردن و فرورفتن در آب؛ زیر آب رفتن.
۲. به ‌دریا فرو‌شدن برای بیرون آوردن چیزی.
⟨ غوص کردن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. در آب فرورفتن.
۲. [مجاز] در امری تٲمل کردن؛ غور کردن.

۱. شنا کردن و فرورفتن در آب، زیر آب رفتن.۲. به دریا فرو شدن برای بیرون آوردن چیزی.* غوص کردن: (مصدر لازم ) [قدیمی]۱. در آب فرورفتن.۲. [مجاز] در امری تٲمل کردن، غور کردن....

فرهنگ معین

(غُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فرو رفتن در آب . ۲ - داخل شدن در چیزی . ۳ - تأمل کردن .

فرهنگ فارسی

شناکردن وفرورفتن در آب، زیر آب رفتن، بدریافروشدن برای بیرون آوردن چیزی
۱ - ( مصدر ) باب فرو شدن فرو رفتن در آب غوطه خوردن ۲ - داخل شدن در چیزی ۳ - تامل کردن در امری تفکر کردن غور کردن در دانش ۴ - فرو رفتگی ۵ - دخول ۶ - تامل غورسی .

مترادف و متضاد

زیرابی

تامل، تفکر، تعمق

زیراب، غواصی، غوطه‌وری

۱. زیرابی
۲. زیراب، غواصی، غوطهوری
۳. تامل، تفکر، تعمق

duck (اسم)
غوطه، اردک، مرغابی، غوص، اردک ماده

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی یَغُوصُونَ: غوّاصی می کنند (در عبارت "وَمِنَ ﭐلشَّیَاطِینِ مَن یَغُوصُونَ لَهُ "منظور از غوص بیرون آوردن مروارید، و سایر منافع دریا است)تکرار در قرآن: ۲(بار)فرو رفتن در آب. به قول راغب آن فرو رفتن در آب و بیرون آوردن چیزی است . بعضی از شیاطین برای سلیمان غواصی می‏کردند . و از شیاطین هر بناء و غواص را مسخر سلیمان کردیم.wikialkb: ریشه_غوص...

کلمات مرتبط

  • غوص کردن
  • دهکده غوص
  • غوصه
  • ذو غصه
  • زاویه ٔ غواصیه
  • صریع الغوانی
  • طغرل غاصب
  • عبدی غوث
  • غار و غور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات