غواشی. [ غ َ ] ( ع ص ، اِ ) غَواش. ج ِ غاشیة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( المنجد ). رجوع به غاشیة شود. || در شعر زیر از گلستان سعدی بمعنی زین پوشها آمده : ان لم اکن راکب المواشی اسعی لکم حامل الغواشی.سعدی ( کلیات چ محمدعلی فروغی چ تهران 1316 ص 56 ).|| در ( قرآن 41/7 ) آمده : «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش...»، معنی آیه در تفسیر کشف الاسرار چنین است : ایشان را از دوزخ تابوتهای آتشین است ب...
فرهنگ عمید
غاشیه#NAME?
= غاشیه
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ غاشیه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زین پوش پوشش زین جناغ دفنوک جمع : غواشی . ۲ - جامه ای نگارین یا ساده که چون بزرگی از اسب پیاده می شد بر زین می پوشیدند . ۳ - قیامت رستاخیز . یا غاشیه بر دوش کشیدن . اطاعت کردن . یا غاشیه زیر بغل کشیدن . اطاعت کردن امتثال نمودن .