Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غنچه خندی

تلفظ بین المللی : /q1ˈontʃeː xˈandi/ تلفظ :‌ [q1'ontSe: x'andi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غنچه
  • غنچه بستن
  • غنچه خاطر
  • غنچه خسپ
  • غنچه خسپیدن
  • غنچه خواب
  • غنچه خوابیدن
  • غنچه دل
  • غنچه دهان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غنچه خندی. [ غ ُ چ َ/ چ ِ خ َ ] ( حامص مرکب ) خندیدن غنچه وار :
زهر برگ گل غنچه خندی کنم
به تحسینش گل دسته بندی کنم.
نورالدین ظهوری ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

خندیدن مانند غنچه غنچه وار خندیدن .

کلمات مرتبط

  • غنچه
  • غنچه بستن
  • غنچه خاطر
  • غنچه خسپ
  • غنچه خسپیدن
  • غنچه خواب
  • غنچه خوابیدن
  • غنچه دل
  • غنچه دهان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات