معانی کلمه : غنا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
صوت طربانگیز؛ آواز خوش؛ سرود.
توانگری؛ بینیازی؛ بسیارمال شدن؛ ثروتمند شدن؛ توانگر شدن.
توانگری، بی نیازی، بسیارمال شدن، ثروتمند شدن، توانگر شدن.
صوت طرب انگیز، آواز خوش، سرود.
صوت طرب انگیز، آواز خوش، سرود.
فرهنگ معین
(غَ) [ ع . غناء ] (اِمص .) توانگری .
(غِ) [ ع . غناء ] 1 - (اِمص .) آوازخوانی . 2 - (اِ.) آواز خوش و طرب انگیز، سرود، نغمه .
(غَ ) [ ع . غناء ] (اِمص . ) توانگری .
(غِ ) [ ع . غناء ] ۱ - (اِمص . ) آوازخوانی . ۲ - (اِ. ) آواز خوش و طرب انگیز، سرود، نغمه .
(غِ ) [ ع . غناء ] ۱ - (اِمص . ) آوازخوانی . ۲ - (اِ. ) آواز خوش و طرب انگیز، سرود، نغمه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
(واژۀ پیشنهادی کاربران) پُرداری.
نقل قول
مترادف و متضاد
پرباری
بینیازی، توانگری، ثروت، دولتمندی ≠ فقر
۱. بینیازی، توانگری، ثروت، دولتمندی
۲. پرباری ≠ فقر
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پرمایگ
