Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غلگی

تلفظ بین المللی : /q1ˈalɡi/ تلفظ :‌ [q1'algi]
لغت نامه دهخدا
  • سر غلطیدن
  • شیر غلیظ شده
  • شیر غلیظ شیرین
  • عمو غلی
  • غلبیر
  • غلبیربند
  • غلتید نگاه
  • غلتیدن
  • غلتیده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غلگی. [ غ َل ْ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به غله. رجوع به غَلَّه شود : حالا آنچه بحرز درآمده و مردم آنجا قبول دارند واجب غلگی یکساله چهل هزار خروار غله صدمنی که به مال دیوان میدهند سوی زری و اجناس دیگر. ( روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج 1 ص 315 ).

کلمات مرتبط

  • سر غلطیدن
  • شیر غلیظ شده
  • شیر غلیظ شیرین
  • عمو غلی
  • غلبیر
  • غلبیربند
  • غلتید نگاه
  • غلتیدن
  • غلتیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات