معانی کلمه : غلق
لغت نامه دهخدا
غلق . [ غ ُ ل ُ ] (ع ص ) باب غلق ؛ دری بسته . (مهذب الاسماء). در بسته . و آن فُعُل به معنی مفعول است . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مغلق . (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
بستن در.
۱. قفل یا کلون در.
۲. در بزرگ.
۱. کلام مشکل و مبهم؛ مغلق.
۲. شخص بدخو و خشمگین.
۱. کلام مشکل و مبهم، مغلق.
۲. شخص بدخو و خشمگین.
بستن در.
۱. قفل یا کلون در.
۲. در بزرگ.
۲. شخص بدخو و خشمگین.
بستن در.
۱. قفل یا کلون در.
۲. در بزرگ.
فرهنگ معین
(غَ لِ) [ ع . ] (ص .) سخن دشوار و مشکل .
(غَ لَ) [ ع . ] (اِ.) کلون ، چوبی که بدان در را بندند.
(غَ لَ ) [ ع . ] (اِ. ) کلون ، چوبی که بدان در را بندند.
(غَ لِ ) [ ع . ] (ص . ) سخن دشوار و مشکل .
(غَ لِ ) [ ع . ] (ص . ) سخن دشوار و مشکل .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بستن در در بستن ۲ - ( اسم ) بستگی در .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
بستن. تغلیق: محکم بستن. . یعنی: زن درها را محکم بست و گفت بیا به آنچه برای تو است. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده، در اقرب الموارد گفته تفعیل برای کثرت و مبالغه است.
بستن. تغلیق: محکم بستن. . یعنی: زن درها را محکم بست و گفت بیا به آنچه برای تو است. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده، در اقرب الموارد گفته تفعیل برای کثرت و مبالغه است.
wikialkb: ریشه_غلق
