Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلظت

تلفظ بین المللی : /q1ˈelzat/ تلفظ :‌ [q1'elzat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • غلظت الکل خون
  • غلظت حجمی بحرانی رنگ دانه
  • غلظت حجمی رنگ دانه
  • غلظت داشتن
  • غلظت رسوب
  • غلظت زمین سطحی
  • غلظت زمینه
  • غلظت میکربکُشی
  • غلظت نیمکُش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

غلظت . [ غ ِ ظَ ] (ع اِمص )غلظة. درشتی . (مجمل اللغة). رجوع به غلظة شود. || ستبری . (مجمل اللغه ). سطبری . مقابل تُنکی . مقابل رقت . سطبرا. کلفتی . زبری . رجوع به غلظة شود.

غلظت. [ غ ِ ظَ ] ( ع اِمص )غلظة. درشتی. ( مجمل اللغة ). رجوع به غلظة شود. || ستبری. ( مجمل اللغه ). سطبری. مقابل تُنکی. مقابل رقت. سطبرا. کلفتی. زبری. رجوع به غلظة شود.غلظة. [ غ َ ظَ ] ...

فرهنگ عمید

۱. غلیظ شدن .
۲. (شیمی ) مقدار جزئی از اجزای سازندۀ یک جسم جامد حل شده در محلول و یا سهم گاز در یک مخلوط گازی.
۳. [قدیمی] درشت شدن ، ستبر شدن ، درشتی، ستبری.
۴. [قدیمی] درشت خویی .
۵. [قدیمی] کینه و دشمنی.

فرهنگ معین

(غِ ظَ ) [ ع . غلظة ] ۱ - (مص ل . ) غلیظ شدن ، ستبر گردیدن . ۲ - (اِمص . ) ستبری .

دانشنامه آزاد فارسی

غِلْظت (concentration)در شیمی، مقدار مادۀ حل شده در مقدار معیّنی از محلول. این مقدار با جرم مشخص می شود و فقط برای مایعات این مقدار را با حجم مشخص می کنند. واحدهای متداول غلظت عبارت اند از مول در دسی متر مکعب، گرم در دسی متر مکعب (لیتر)، گرم در صد سانتی متر مکعب، و گرم در صد گرم. اگرمقداری حلال از محلول جدا شود، محلول غلیظ می شود. در محلول های غلیظ، درصد جزء حل شده بالاست. آب نمک غلیظ حاوی حدود ۳۰...

فرهنگ فارسی

جِرم یا حجم یا تعداد مول‌های جسم حل‌شده در مقدار معینی حلاّل یا محلول

غلیظشدن، درشت شدن، ستبرشدن، درشتی، ستبری
۱ - ( مصدر ) درشت شدن ستبر گردیدن ۲ - ( اسم ) ستبری درشتی .

دانشنامه عمومی

غلظت کمیتی است که بیان می کند چه مقدار از یک حل شونده در حلال حل شده است.تعادل شیمیاییبطور کلی غلظت چه با تغییر فشار و چه دما می تواند تغییر کند. افزایش فشار همواره غلظت ماده را زیاد می کند. افزایش دما عموما غلظت را کاهش می دهد اما قابل توجه است که برخی استثناها دراین خصوص وجود دارد. برای مثال غلظت آب در بین دمای ۰تا۴درجه سانتی گراد افزایش می یابد درست مانند رفتاری که از سیلسیوم در دماهای پایین مش...

مترادف و متضاد

تراکم، تکاثف، چگالی، سختی، قوام ≠ رقت

density (اسم)انبوهی، تراکم، سیری، ستبری، غلظت، چگالی، ضخامت، سفتیthickness (اسم)ستبری، غلظت، ضخامتcompactness (اسم)غلظت...

فرهنگ فارسی ساره

پرمایگ

فرهنگستان زبان و ادب

{concentration} [شیمی، مهندسی بسپار] جِرم یا حجم یا تعداد مول های جسم حل شده در مقدار معینی حلاّل یا محلول

کلمات مرتبط

  • غلظت الکل خون
  • غلظت حجمی بحرانی رنگ دانه
  • غلظت حجمی رنگ دانه
  • غلظت داشتن
  • غلظت رسوب
  • غلظت زمین سطحی
  • غلظت زمینه
  • غلظت میکربکُشی
  • غلظت نیمکُش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات