Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلطانیدن

تلفظ بین المللی : /q1ˌalatɑnˈidan/ تلفظ :‌ [q1,alatAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرو غلطانیدن
  • غلتانیدن
  • غلطاندن
  • سر غلطیدن
  • غلتاندن
  • غلطانی
  • غلطیدن
  • فرو غلطیدن
  • با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غلطانیدن. [ غ َ دَ ] ( مص ) غلتانیدن. غلطاندن. بگردانیدن. گردانیدن به پهلو. متعدی غلطیدن. فاتولیدن. ( مجمل اللغة ). غلط دادن. بجخیزانیدن. درگردانیدن. ( زوزنی ) :
که بگذار تا زخم تیغ هلاک
بغلطاندم لاشه در خون و خاک.
سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گردانیدن به پهلو یا به پهنا غلت دادن پچخیزانیدن .

کلمات مرتبط

  • فرو غلطانیدن
  • غلتانیدن
  • غلطاندن
  • سر غلطیدن
  • غلتاندن
  • غلطانی
  • غلطیدن
  • فرو غلطیدن
  • با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات