Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلتک

تلفظ بین المللی : /q1ˈaltak/ تلفظ :‌ [q1'altak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • غلتک بند
  • غلتک زدن
  • غلتک طناب
  • غلتک طناب دوقلو
  • غلتک طناب پایه دار
  • غلتک طناب چشمی
  • غلتک پاچه بُزی
  • غلتک پاچه بزی
  • غلتک خمیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

غلتک. [ غ َ ت َ ] ( اِ مرکب ) ( از غلت + ک پسوند آلت ) غلطک ، و آن چوبی باشد گرد و میان سوراخ بزرگ ، آن را پایه ارابه کنند، و کوچک آن را بر بالای چاه بندند، و ریسمان را بر بالای آن اندازند و به یاری آن آب را آسان از چاه کشند، و غلطک معرب آن است. ( برهان قاطع ). غلتنک. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). چوبی که بر او رسن بگردد و او را بغلطاند و پایه گردان نیز گویند و غلطان و غلتیده نیز نامند. ( از انجمن ...

فرهنگ عمید

۱. استوانه ای سنگین وزن از جنس سنگ یا فولاد که برای هموار کردن خاک، آسفالت یا کاهگل به کار می رود، غلتبان.
۲. خودرویی با چرخ های استوانه ای شکل وسنگین که برای تسطیح و هموار ساختن آسفالت تازۀ جاده، خیابان، و امثال آن استفاده می شود.
۳. استوانه ای از جنس فولاد یا چدن که برای نورد کردن به کار می رود.

فرهنگ معین

(غَ تَ ) (اِ. ) ۱ - سنگی استوانه ای شکل که روی بام های کاهگلی می غلتانند تا کاهگل سفت و محکم شود، بام غلتان . ۲ - وسیله ای برای تسطیح جاده و هموار ساختن آسفالت تازه خیابان ها. ۳ - چوبی گرد و میان سوراخ که آن را پایة ارابه کنند. ،روی ~ افتادن کنایه از:
(غَ تَ) (اِ.) 1 - سنگی استوانه ای شکل که روی بام های کاهگلی می غلتانند تا کاهگل سفت و محکم شود، بام غلتان . 2 - وسیله ...

فرهنگ فارسی

بشکه یا استوانۀ فلزی یا غیرِفلزی (در صنایع متالورژی، عموماًً فولادی) که برای نورد کردن به کار می‌رود * مصوب فرهنگستان اول

( اسم ) ۱ - چوبی گرد و میان سوراخ بزرگ که آن را پایه ارابه کنند ۲ - چوبی گرد که آن را بر بالای چاه بندند و ریسمان را بدان بندند و بیاری وی آب از چاه آسان کشند ۳ - سنگ استوانه شکل که آنرا روی بام غلتانند تا محکم شود و آب باران در آن نفوذ نکند غلتان ۴ - آلتی که برای مسطح کر...

دانشنامه عمومی

غلتک به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
وردنه
غلتک راه سازی: ماشین راه سازی
غلتک خمیر
wiki: غلتک

مترادف و متضاد

roll (اسم)تمایل، گردش، صورت، توپ، لوله، نورد، فهرست، ثبت، غل، چرخش، طومار، فرد، غلتک، نان ساندویچی، چیز پیچیدهroller (اسم)استوانه، نورد، منگنه، غلتانک، غلتک، غلطک، بام غلتانtrundle (اسم)چرخک، غلتک، بارکش کوتاهsledge (اسم)غلتک، سورتمه، چکش اهنگری...

فرهنگستان زبان و ادب

{roll} [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] بشکه یا استوانۀ فلزی یا غیرِفلزی (در صنایع متالورژی، عموماًً فولادی ) که برای نورد کردن به کار می رود * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • غلتک بند
  • غلتک زدن
  • غلتک طناب
  • غلتک طناب دوقلو
  • غلتک طناب پایه دار
  • غلتک طناب چشمی
  • غلتک پاچه بُزی
  • غلتک پاچه بزی
  • غلتک خمیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات