Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غلتاس

تلفظ بین المللی : /q1altˈɑs/ تلفظ :‌ [q1alt'As]
فرهنگ فارسی
  • غلتاق
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
  • غلتانیدن
  • کهنه غلتاق
  • با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن
  • توده یخ غلتان
  • حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ
فرهنگ فارسی

فرهنگ فارسی

دستگاهی برای مخلوط ‌کردن بسپارها با مواد دیگر متشکل از غلتک‌هایی که به‌صورت افقی نزدیک هم قرار می‌گیرند و به‌سرعت می‌چرخند متـ . آسیای غلتکی


کلمات مرتبط

  • غلتاق
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
  • غلتانیدن
  • کهنه غلتاق
  • با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن
  • توده یخ غلتان
  • حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات