Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غشه

تلفظ بین المللی : /q1ˈaʃeː/ تلفظ :‌ [q1'aSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غشه رشه
  • غشه گذاشتن
  • غشه غشه
  • دل غشه
  • ذات الجنب غشائی
  • ذو غصه
  • التهاب غشای زلالی
  • ستون غشادار پیوسته
  • سرخ غش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غشه . [ غ ُ ش َ / ش ِ ] (اِ) به معنی عنبرینه است . (از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 191 الف ). رجوع به عنبرینه شود.

غشه. [ غ ُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) به معنی عنبرینه است. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 191 الف ). رجوع به عنبرینه شود.غشه. [ غ ِ ش َ / ش...

فرهنگ فارسی

برگ نی صحرایی شعوری شعر مخدوشی نیز شاهد آورده است

کلمات مرتبط

  • غشه رشه
  • غشه گذاشتن
  • غشه غشه
  • دل غشه
  • ذات الجنب غشائی
  • ذو غصه
  • التهاب غشای زلالی
  • ستون غشادار پیوسته
  • سرخ غش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات