غش . [ غ َ ] (اِ) میل و خواهش زن آبستن . (ناظم الاطباء).
ظاهر ساختن خلاف آنچه در دل باشد؛ خیانت؛ خدعه؛ گول زدن.
〈 غش کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] خیانت کردن.
حالت از بین رفتن هوشیاری، بهسبب بیماریهای عصبی، قلبی، و مانند آنها؛ بیهوشی.
〈 غش کردن: (مصدر لازم) (پزشکی) از حال رفتن بهسبب هیجان حاد یا بیماری قلبی؛ بیهوش شدن: ◻︎ زآن شراب ناب بیغش ده که اندر صومعه / صوفی صافی برای جرعهای غش میکند (سلمان ساوجی: ۳۰۸).
(غَ) (اِمص .) گرفته شده از عربی به معنای بی هوشی ، مدهوشی . ؛~ُ ریسه رفتن به خود پیچیدن بر اثر خندة شدید و طولانی .
(غِ شّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خیانت کردن . 2 - فریب دادن . 3 - کدورت . 4 - (مص م .) آمیختن هر چیز کم بها در هر چیز گرانبها و ناخالص کردن آن .
صرع
تخته هایی با ابعاد تقریبی دو در شش سانتیمتر و به ارتفاع سه ...
خیانت
پردهپوشی
تزویر، تقلب
اغما، بیهوشی، ریسه، صرع، ضعف، کما، مدهوشی
۱. اغما، بیهوشی، ریسه، صرع، ضعف، کما، مدهوشی
۲. تزویر، تقلب
۳. پردهپوشی
۴. خیانت