Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غسله

تلفظ بین المللی : /q1ˈosleː/ تلفظ :‌ [q1'osle:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو غسله
  • المسح علی الارجل او غسلها فی الوضوء
  • ذات غسل
  • شوی غله
  • علی الغفله
  • غفله
  • غاله
  • غاله قرشته
  • غله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غسلة. [ غ ُ س َ ل َ ] (ع ص ) گشن ، و مرد که بسیار گشنی کند و باردار نسازد. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). غِسّیل . (قطر المحیط). رجوع به غسّیل شود.

غسلة. [ غ ُ ل َ ] (اِخ ) آبی است در موضع غسل . (منتهی الارب ). نام آبی که در ناحیه ٔ غُسل قرار دارد. (از تاج العروس ). رجوع به معجم البلدان ذیل غسل شود.

غسلة. [ غ َ ل َ...

فرهنگ فارسی

آبی است در موضع غسل نام آبی که در ناحیه غسل قرار دارد

کلمات مرتبط

  • ابو غسله
  • المسح علی الارجل او غسلها فی الوضوء
  • ذات غسل
  • شوی غله
  • علی الغفله
  • غفله
  • غاله
  • غاله قرشته
  • غله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات