غزل . [ غ ُزْ زَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غازلة.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غازلة شود.
۱. ریسیدن؛ رشتن.
۲. (اسم) رشته؛ نخ.
۱. (ادبی) شعری که معمولاً بین هفت تا پانزده بیت سروده میشود و موضوع آن غنایی و عاشقانه است؛ شعر عاشقانه.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] سخن گفتن با زنان و عشقبازی کردن.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] سخنی که در وصف زنان و در عشق آنان گفته شود؛ حدیث عشق زنان.
(غَ زْ) [ ع . ] 1 - (مص م .) ریسیدن . 2 - (اِ.) رشته ، ریسمان .
(غَ زَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) عشق بازی کردن . 2 - حکایت کردن از عشق به زنان . 3 - (اِ.) شعری مرکب از چند بیت که دارای یک وزن بوده و آخر مصراع اول با آخر مصراع های دوم هم قافیه باشد. ؛~ خداحافظی را خواندن کنایه از: مردن ، از دنیا رفتن .
نوعی شعر موزون عاشقانه.
اسب سفید
(تلفظ: qazal) (عربی) (در ادبیات) نوعی شعر ، شعر عاشقانه ؛ (در موسیقی ایرانی) هر نوع سخن آهنگین [معمولاً به زبان فارسی] که به آواز یا همراه سازها خوانده میشده است.
شعر
عشقبازی، معاشقه
۱. شعر
۲. عشقبازی، معاشقه