کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غروا | کلماتور
معانی کلمه : غروا
تلفظ بین المللی :
/q1arvˈɑ/
تلفظ :
[q1aRv'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غرواش
غروال
غرواس
غرواسنگ
غرواشه
غروانی
رجل الغراب
شنوایی سنج غربالگری
شنوایی سنجی غربالگری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غروا. [ غ َرْ ] ( اِ ) قلم ناتراشیده. یراعه. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ) :
چنان است آنکه بی تأدیب استاد
که باشد در نوشتن کلک غروا.
ابوالمعانی ( از فرهنگ شعوری ).
ظاهراً مصحف غرو است. رجوع به غرو شود.
فرهنگ فارسی
قلم ناتراشیده یراعه
کلمات مرتبط
غرواش
غروال
غرواس
غرواسنگ
غرواشه
غروانی
رجل الغراب
شنوایی سنج غربالگری
شنوایی سنجی غربالگری
نظرات