کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غرق-شده | کلماتور
معانی کلمه : غرق شده
تلفظ بین المللی :
/q1arq1ʃˈodeː/
تلفظ :
[q1aRq1S'ode:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
هزینه غرق شده
غرقه شده
کشتی ها غرش شده
غره شده
شاه اباد غرب
شاه آباد غرب
اندیس خاک صنعتی جنوب غرب شاهرود
اندیس خاک صنعتی جنوب غرب شهرستان شاهرود
غرقده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
غرق شده. [ غ َ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه غرق گردیده باشد. آنکه در آب بمیرد. غریق. غارق. ( منتهی الارب ). رجوع به غریق و غارق شود.
فرهنگ فارسی
آنکه غرق گردیده باشد آنکه در آب بمیرد
مترادف و متضاد
sunken
(صفت)
غرق شده، در ته اب
کلمات مرتبط
هزینه غرق شده
غرقه شده
کشتی ها غرش شده
غره شده
شاه اباد غرب
شاه آباد غرب
اندیس خاک صنعتی جنوب غرب شاهرود
اندیس خاک صنعتی جنوب غرب شهرستان شاهرود
غرقده
نظرات