غرق . [ غ ُ رَ ] (ع اِ) ج ِ غُرقَة. (منتهی الارب ). رجوع به غرقة شود.
غرق . [ غ ُ رُ ] (ترکی ، اِ) جایی که آن را خلوت کنند. غُروق . قُرُق . قُروق . حمی . رجوع به قرق شود.
(غُ رُ) [ تر. ] (اِ.) نک قرق .
(غَ رْ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - در آب فرو رفتن ،خفه شدن . 2 - کنایه از: محو چیزی شدن ، بی نهایت جذب چیزی شدن .
فرو رفتن
فرو رفتن
گرفتار
فرو رفتن
شیفته، مجذوب
خفه، غرقه، غریق، غوطه، فرورفته، مستغرق
۱. خفه، غرقه، غریق، غوطه، فرورفته، مستغرق
۲. گرفتار
۳. شیفته، مجذوب