معانی کلمه : غرفه
لغت نامه دهخدا
غرفة. [ غ ِ ف َ ] (ع اِ) هیأت آب به دست گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی از برداشتن آب به دست . (غیاث اللغات ). || نعل . ج ، غِرَف . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نعل و کفش . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. هریک از اتاقک ها یا اتاق های یک نمایشگاه که در آن به عرضۀ کالا می پردازند.
۲. هریک از حجره های پیرامون مساجد و مدارس قدیمی.
۳. [قدیمی] اتاقی که بالای اتاق دیگر ساخته شود، بالاخانه، برواره، پرواره، فرواره.
۴. [قدیمی] یک مشت آب.
۲. هریک از حجره های پیرامون مساجد و مدارس قدیمی.
۳. [قدیمی] اتاقی که بالای اتاق دیگر ساخته شود، بالاخانه، برواره، پرواره، فرواره.
۴. [قدیمی] یک مشت آب.
فرهنگ معین
(غُ فِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بالاخانه ، بام . ۲ - اتاق یا قسمتی مجزا از یک سالن .
فرهنگ فارسی
بالاخانه، اطاقی که بالای اطاق دیگرساخته شود، برواره، پرواره، فرواره
( اسم ) ۱ - بالاخانه برواره پرواره بر بام ۲ - اطاق یا قسمتی مجزا از یک سالن : غرفه کشاورزی جمع : غرف غرفات .
هیات آب بدست گرفتن نوعی از برداشتن آب بدست
( اسم ) ۱ - بالاخانه برواره پرواره بر بام ۲ - اطاق یا قسمتی مجزا از یک سالن : غرفه کشاورزی جمع : غرف غرفات .
هیات آب بدست گرفتن نوعی از برداشتن آب بدست
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اطاق، اطاقک، بالاخانه، حجره
