Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرفه

تلفظ بین المللی : /q1ˈorfeː/ تلفظ :‌ [q1'oRfe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • غرفه نمایشگاه
  • غرفه بوسه
  • غرفه خوراکی
  • سه غرفه ٔ دماغ
  • سه غرفه ٔ مغز
  • الغرفه
  • طراحی غرفه
  • سگ غرچه
  • انوشتکین غرچه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

غرفة. [ غ ِ ف َ ] (ع اِ) هیأت آب به دست گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی از برداشتن آب به دست . (غیاث اللغات ). || نعل . ج ، غِرَف . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نعل و کفش . (ناظم الاطباء).

غرفة. [ غ ُ ف َ ] (اِخ ) ابن مالک الازدی ، برادر عبدالرحمن . همان عروةبن مالک است که در بعض کتب به تصحیف غرفة آمده است . (الاصابة ص 197). رجوع به عروةبن مالک شود....

فرهنگ عمید

۱. هریک از اتاقک ها یا اتاق های یک نمایشگاه که در آن به عرضۀ کالا می پردازند.
۲. هریک از حجره های پیرامون مساجد و مدارس قدیمی.
۳. [قدیمی] اتاقی که بالای اتاق دیگر ساخته شود، بالاخانه، برواره، پرواره، فرواره.
۴. [قدیمی] یک مشت آب.

فرهنگ معین

(غُ فِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بالاخانه ، بام . ۲ - اتاق یا قسمتی مجزا از یک سالن .

فرهنگ فارسی

بالاخانه، اطاقی که بالای اطاق دیگرساخته شود، برواره، پرواره، فرواره
( اسم ) ۱ - بالاخانه برواره پرواره بر بام ۲ - اطاق یا قسمتی مجزا از یک سالن : غرفه کشاورزی جمع : غرف غرفات .
هیات آب بدست گرفتن نوعی از برداشتن آب بدست

دانشنامه عمومی

غُرفه کاربردهای معنایی متفاوتی دارد؛ از جمله:فروشگاه: اتاقی که در بازارهای سنتی ایران، محل عرضه و فروش کالا بوده است. به این نوع مغازه ها، حجره هم گفته می شود. اکنون نیز در بعضی بازارهای اینترنتی و سایت های فروشگاه ساز، به جای «فروشگاه اینترنتی» از کلمات «غرفه» یا «حجره» استفاده می شود.حجره: اتاقی که خوابگاه طلاب حوزه علمیه است؛ به ویژه در مدارس سنتی علوم دینی.حاضری فروشی: بوفه و نوعی خرده فروشی ا...

مترادف و متضاد

اطاق، اطاقک، بالاخانه، حجره

balcony (اسم)بالکن، ایوان، بالاخانه، لژ بالا، ستاوند، غرفهbooth (اسم)غرفه، جای ویژه، اطاقک، پاسگاه یادکه موقتیstall (اسم)بهانه، غرفه، اخور، لژ، صندلی، بساط، عذر، جایگاه ویژه، دکه چوبی کوچک، جای ایستادن اسب در طویلهloge (اسم)غرفه، لژ، جای ویژه در تاتر و غیره...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی غُرْفَةً: یک بار بلند کردن (کلمه اغتراف و کلمه غرف به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا میگویند : فلان غرف الماء و یا میگویند : فلان اغترف الماء ، یعنی فلانی آب را بلند کرد تا بنوشد . و اغتراف یک غرفه از آب کنایه از یک مشت آب برداشتن است ود رعبا...معنی غُرْفَةَ: بنایی که بالای بنای دیگر واقع شده باشد و از سطح زمین یا کف خانه بلندتر باشد .معنی غُرَفٌ: بناهایی که بال...

کلمات مرتبط

  • غرفه نمایشگاه
  • غرفه بوسه
  • غرفه خوراکی
  • سه غرفه ٔ دماغ
  • سه غرفه ٔ مغز
  • الغرفه
  • طراحی غرفه
  • سگ غرچه
  • انوشتکین غرچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات