Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غراس

تلفظ بین المللی : /q1arˈɑs/ تلفظ :‌ [q1aR'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • فیصل غراس
  • غراسه
  • غراسیه
  • غراسیوزه
  • رجل الغراب
  • شار غرجستان
  • زود غرس
  • سیف الغراب
  • طاعون غراب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

غراس . [ غ َرْ را ] (ع ص ) غرس کننده . کشت کار. (دزی ).

غراس . [غ َ ] (اِ) غراش . (برهان قاطع). غم و اندوه و ملالت . (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). رجوع به غراش شود.

غراس . [ غ ِ ] (ع اِ) وقت نهال نشاندن . وقت نشاندن درخت . || نهال نشانده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (مص ) قلمه کردن . قلمه زدن . خواباندن (مثلاً...

فرهنگ فارسی

غرس کننده کشت کار

دانشنامه عمومی

غراس (روستا). غراس (در عربی: الغِراس )نام روستایی است در عزلهٔ (مخلاف العود)، در دهستان الغُربان از توابع استان عَدَن در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۲۳۸ ) نفر (۱۹ خانوار) می باشد.wiki: غراس (روستا)...

کلمات مرتبط

  • فیصل غراس
  • غراسه
  • غراسیه
  • غراسیوزه
  • رجل الغراب
  • شار غرجستان
  • زود غرس
  • سیف الغراب
  • طاعون غراب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات