غراره . [ غ َ رَ / رِ ] (اِ) آب در دهن کردن و جنبانیدن برای پاک شدن دهن ، و آن را به عربی مضمضه گویند. (برهان قاطع) (جهانگیری ) (انجمن آرا) . به هندی کلی گویند. (جهانگیری ) : اگر گهی به زبانم حدیث توبه رود ز بی طهارتی آن را به می غراره کنم .
حافظ.
غرارة. [ غ ...
فرهنگ عمید
عمل گرداندن آب در دهان برای پاک شدن دهان و گلو؛ غرغره.
۱. لباسی که زیر خفتان میپوشیدند. ۲. جوال؛ تور کاهکشی.
عمل گرداندن آب در دهان برای پاک شدن دهان و گلو، غرغره. ۱. لباسی که زیر خفتان می پوشیدند. ۲. جوال، تور کاه کشی.
فرهنگ معین
( ~.) [ ع . ] نک غرارت .
( ~.)(اِ.)جوالی که در آن کاه می ریزند.
(غَ رِ یا رَ) (اِ.) عمل گرداندن آب در دهان برای شستشو.
( ~. )(اِ. )جوالی که در آن کاه می ریزند. ( ~. ) [ ع . ] نک غرارت . (غَ رِ یا رَ ) (اِ. ) عمل گرداندن آب در دهان برای شستشو.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جوالی که آن را مانند دام از ریسمان بافته باشند و پنبه و پشم و کاه و سرگین و مانند آن در وی کنند و از جایی به جایی ربند .