Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غراده

تلفظ بین المللی : /q1arˈɑdeː/ تلفظ :‌ [q1aR'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • وادی الغراده
  • غذادهی انتقالی
  • غذادهی دوره ای
  • غذادهی راست روده ای
  • غذادهی روده ای
  • غذادهی قطره ای متناوب
  • غذادهی لوله ای
  • غذادهی لوله ای روده ای
  • غذادهی ناگوارده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غرادة. [ غ َ دَ ](ع اِ) صنفی از سماروغ . (منتهی الارب ). نوعی قارچ . شمالو. (از فرهنگ نظام ذیل شمالو). ضرب من الکماءة. غراد. غَرد. غَردة. غِرد. غِردة. غَرَد. ج ، غِرَدَة، غِراد. (اقرب الموارد).

( غرادة ) غرادة. [ غ َ دَ ]( ع اِ ) صنفی از سماروغ. ( منتهی الارب ). نوعی قارچ. شمالو. ( از فرهنگ نظام ذیل شمالو ). ضرب من الکماءة. غراد. غَرد. غَردة. غِرد. غِردة. ...

فرهنگ فارسی

صنفی از سماروغ نوعی قارچ شمالو

کلمات مرتبط

  • وادی الغراده
  • غذادهی انتقالی
  • غذادهی دوره ای
  • غذادهی راست روده ای
  • غذادهی روده ای
  • غذادهی قطره ای متناوب
  • غذادهی لوله ای
  • غذادهی لوله ای روده ای
  • غذادهی ناگوارده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات