Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غذمه

تلفظ بین المللی : /q1ˈazmeː/ تلفظ :‌ [q1'azme:]
لغت نامه دهخدا
  • رستوران غذاهای فوری
  • غامه
  • غلمه
  • غجمه رفتن
  • غذاخوری غذاهای فوری، رستوران غذاهای فوری
  • غذامه
  • غذاهراسی
  • غذم
  • غژمه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غذمة. [ غ َ ذَ م َ ] (ع اِ) شیر بسیار. (منتهی الارب ). الشی ٔ الکثیر من اللبن . ج ، غَذَم . (اقرب الموارد).

غذمة. [ غ َ م َ ] (ع اِ)سخن . یقال : ماسمعت غذمة؛ ای کلمة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (مص ) رسیدن واقعه و حادثه ٔ دشوار را. (منتهی الارب ). غذیمة. (اقرب الموارد).

غذمة. [ غ ُ م َ ] (ع اِ) سخت تیرگی . (...

کلمات مرتبط

  • رستوران غذاهای فوری
  • غامه
  • غلمه
  • غجمه رفتن
  • غذاخوری غذاهای فوری، رستوران غذاهای فوری
  • غذامه
  • غذاهراسی
  • غذم
  • غژمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات