معانی کلمه : غبیرا
لغت نامه دهخدا
غبیرا. [ غ ُ ب َ ] (اِخ ) شهری است [ به ناحیت کرمان ] میان سیرگان و بم . جائی سردسیر و هوای درست و آبادان و با نعمت بسیار و آبهای روان و مردم بسیار. (حدود العالم ).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) درخت سنجد.
۲. شرابی که از گندم یا ارزن می گرفتند.
۲. شرابی که از گندم یا ارزن می گرفتند.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
غبیرا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان نگار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۵ نفر (۶۹خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان نگار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۵ نفر (۶۹خانوار) بوده است.
wiki: غبیرا
