غبطة. [ غ َ طَ ] (ع مص ) آرزو بردن به نیکویی حال کسی بی آن که زوال آن از او خواهد. رشک نمودن و آرزو بردن به حال کسی بی آنکه زوال آن خواهد از وی . (منتهی الارب ). بژهان بردن ؛ یعنی آرزو بردن به نعمت کسی که این چنین نهمت مراد باشد. (مجمل اللغة)... بی آرزوی زوال نعمت از...
فرهنگ عمید
۱. آرزو بردن به نیکویی حال کسی، آرزوی نعمت و سعادت دیگران را داشتن بدون آرزو کردن زوال نعمت و سعادت آنان. ۲. (حقوق، فقه ) حفظ مال صغیر توسط قیّم.
فرهنگ معین
(غِ یا غَ طِ ) [ ع . غبطة ] ۱ - (مص ل . ) رشک بردن بر سعادت و نیکی کسی بدون بدخواهی نسبت به آن شخص . ۲ - شادمانی ، خوشحالی .
فرهنگ فارسی
آرزوبردن به نیکویی حال کسی، آرزوی نعمت وسعادت دیگران راداشتن بدون آرزوزوال نعمت وسعادت آنان ۱ - ( مصدر ) آرزو بردن به نیکویی حال کسی بی آنکه زوال آن از او خواهد بژهان بردن . ۲ - رشک بردن برفقدان چیزی ۳ - ( اسم ) آرزومندی . ۴ - نیکویی احوال شادمانی . ۵ - ( اسم ) سود نفع . دوالی است که اطراف چرم توشه دان بدان استوار دوزند
[ویکی فقه] غبطه در معانی حسن حال و سرور، مصلحت و منفعت، آرزوی نعمتی همانند آنچه دیگری دارد، برای خود، به کار رفته است.غبطه در لغت به معنای حسن حال و سرور و نعمت آمده و در اصطلاح عبارت است از آرزوی داشتن نعمتی همانند آنچه به دیگری داده شده است، بدون آنکه در اندیشه زوال آن از دیگری باشد.تفاوت غبطه با حسداین ویژگی آخر، غبطه را از حسد متمایز می سازد؛ زیرا حسد عبارت است از آرزوی نعمتی که به دیگری داده ...