معانی کلمه : غباوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کودنی، کم هوشی، کم عقلی.
فرهنگ معین
(غَ وَ ) [ ع . غباوة ] ۱ - (مص ل . ) کند ذهن شدن . ۲ - ابله شدن . ۳ - (اِمص . ) گولی . ۴ - احمقی ، ابلهی .
فرهنگ فارسی
احمق شدن، ابله شدن، کودن شدن، کودنی، کم هوشی، نادانی وغفلت
۱ - ( مصدر ) گول گردیدن . ۲ - ابله شدن ۲ - ( اسم ) گولی . ۳ - ابلهی احمقی سفاهت .
۱ - ( مصدر ) گول گردیدن . ۲ - ابله شدن ۲ - ( اسم ) گولی . ۳ - ابلهی احمقی سفاهت .
