Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غباوت

تلفظ بین المللی : /q1abˈɑvat/ تلفظ :‌ [q1ab'Avat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غبانت
  • صباوت
  • عالم صباوت
  • غات
  • غات شدن
  • غاتفر
  • غاتفری
  • غارت
  • غارت زده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غباوت. [ غ َ وَ ] ( ع مص ، اِمص ) کندذهنی. ( غیاث ) ( آنندراج ). درنایافتن و ابله شدن. ( تاج المصادر زوزنی ). گول گردیدن. نه دریافتن از چیزی. گولی. ( منتهی الارب ). احمقی. سَفَة. غافلی. عدم فطانت. کندفهمی. نادانی. بلاهت. بلادت : وزیر چون پادشاه را تحریص نماید در کاری که به رفق... تدارک پذیرد برهان حمق و غباوت خویش نموده باشد. ( کلیله و دمنه ). امیر سیف الدوله دانست که حرکت آن حضرت سبب جهل و غباوت ...

فرهنگ عمید

کودنی، کم هوشی، کم عقلی.

فرهنگ معین

(غَ وَ ) [ ع . غباوة ] ۱ - (مص ل . ) کند ذهن شدن . ۲ - ابله شدن . ۳ - (اِمص . ) گولی . ۴ - احمقی ، ابلهی .

فرهنگ فارسی

احمق شدن، ابله شدن، کودن شدن، کودنی، کم هوشی، نادانی وغفلت
۱ - ( مصدر ) گول گردیدن . ۲ - ابله شدن ۲ - ( اسم ) گولی . ۳ - ابلهی احمقی سفاهت .

کلمات مرتبط

  • غبانت
  • صباوت
  • عالم صباوت
  • غات
  • غات شدن
  • غاتفر
  • غاتفری
  • غارت
  • غارت زده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات