غب . [ ] (اِخ ) شهری است دریائی ، بنات معروف به غبیة به این شهر منسوب است .
غب . [ غ َب ب ] (ع مص ) روز در میان بر آب آمدن شتران : غبت الابل غباً و غبوباً. || میان روز آمدن بر قوم : غَب َّ فلان ٌ عن القوم . || و یقال فلان لا یغبنا عطأه ؛یعنی هر روز بی فاصله می بخشد. || بدبوی شدن گوشت : غب اللحم . || شب گذاشتن نزدیک کسی : غب عندنا. و منه : قولهم رویدالشعر ...
فرهنگ عمید
۱. بعد از چند روز آمدن. ۲. یک روز آمدن و یک روز نیامدن، یک روزدرمیان آمدن. ۳. (اسم ) روز در میان، یک در میان. ۴. (اسم ) (پزشکی ) نوعی تب که یک روزدرمیان عارض می شود.
فرهنگ معین
(غِ بّ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) یک روز در میان . ۲ - (مص ل . ) یک روز در میان آمدن تب .
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) یک در میان یک روز در میان ۲ - ( مصدر ) یک روز در میان آمدن تب نوبه ای که یک روز در میان عارض شود . رونده از دریا چندان که در دشت دور در آید . یا زمین پست
گویش مازنی
۱غیب – غیب گویی ۲پیشگویی
/gheb/ غیب – غیب گویی - پیشگویی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] غِبّ، یعنی یک روز در میان انجام دادن کاری.از آن در باب طهارت نام برده اند.حکم حمام کردندر روایات از هر روز حمام کردن، نهی شده است؛ زیرا موجب بروز بیماری سل ، آب شدن پیه کلیه ها و لاغری می گردد.لیکن یک روز درمیان حمام کردن موجب روییدن گوشت بدن می شود؛ از این رو، فقها هر روز حمام کردن را مکروه و یک روز در میان حمام کردن را مستحب دانسته اند مگر کسی که چاق باشد و بخواهد لاغر گردد. wikifeqh:...