Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غامدی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑmedˌi/ تلفظ :‌ [q1'Amed,i]
لغت نامه دهخدا
  • حبیب غامدی
  • غنیمات غامدی
  • احمد الغامدی
  • خالد احمد الغامدی
  • رائد الغامدی
  • سلطان الغامدی
  • عبدالرحمن الغامدی
  • عمر الغامدی
  • محمد امین غامدی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غامدی . [ م ِ ] (ص نسبی ) نسبت به غامد است که بطنی از ازد بوده اند. (از انساب سمعانی ).

غامدی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) نسبت به غامد است که بطنی از ازد بوده اند. ( از انساب سمعانی ).غامدی. [ م ِ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲبن عماربن سوادة مخرمی غامدی مکنی به ابوجعفر. از مردم بغداد نزیل موصل بوده و از اهل فضل و دانش بشمار میرفته است. حدیث را نیک حفظ میکرده ودر این باره...

کلمات مرتبط

  • حبیب غامدی
  • غنیمات غامدی
  • احمد الغامدی
  • خالد احمد الغامدی
  • رائد الغامدی
  • سلطان الغامدی
  • عبدالرحمن الغامدی
  • عمر الغامدی
  • محمد امین غامدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات