معانی کلمه : غازه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= سرخاب: بی غازه و گلگونه گل آن رنگ کجا یافت / کافروخته از پردۀ مستور برآمد (مولوی۲: ۲۸۷ ).
فرهنگ معین
( ~ .) (اِ.) صدا، آواز.
(زِ) (اِ.) گلگونه ، سرخاب .
( ~ . ) (اِ. ) صدا، آواز.
(زِ ) (اِ. ) گلگونه ، سرخاب .
(زِ ) (اِ. ) گلگونه ، سرخاب .
فرهنگ فارسی
گلگونه، گلغونه، سرخاب که زنان به گونه های خودمیمالند
گواژیدن
در مشرق افریقای جنوبی و علی الظاهر تابع موامبیک از مستعمرات پرتغال است ولی در واقع حکومت مستقلی میباشد که از مجرای رود زامبر تا کشور زولولاوند تابع انگلیس امتداد یافته است این کشور پهناور در برخی از نقاط تا بحر محیط هندی میرسد .
گواژیدن
در مشرق افریقای جنوبی و علی الظاهر تابع موامبیک از مستعمرات پرتغال است ولی در واقع حکومت مستقلی میباشد که از مجرای رود زامبر تا کشور زولولاوند تابع انگلیس امتداد یافته است این کشور پهناور در برخی از نقاط تا بحر محیط هندی میرسد .
دانشنامه عمومی
نوعی از لوازم آرایشی در قدیم که برای سرخ کردن گونه استفاده می شده است .
مترادف و متضاد
۱. سرخاب، گلگونه
۲. آوا، آواز، صدا
۳. گوه
rouge (اسم)
سرخاب، غازه، گرد زنگ اهن
wedge (اسم)
گوه، براز، قلم، غازه
